در سفر ما به تبریز چه گذشت ؟

همه تون بهم گفته بودین تبریز میری لباس گرم بردار
اولش زیاد سرد نبود و با خودم گفتم ای بابا چه بیخودی این همه لباس گرم دنبال خودم کشیدم اوردم
ولی بعدش اونقدر سرد شد که حتی تو هتل هم کلی لباس گرم مجبور بودم بپوشم !

تو این سفر ، گونش و سمیرای عزیز رو ملاقات کردم .

از سه قلو های شیرین گونش هرچی بگم کم گفتم . ترکی صحبت میکردن و من جلوشون عین زبون بسته ها شده بودم . واسه اینکه حرفاشونو بفهمم باید یا از گونش کمک می گرفتم یا به زبان انگلیسی متوسل می شدم !

خلاصه که ، بازار رفتیم ، تو آسانسور گیر کردیم ، خونه ی نعیمه جون رفتیم و حسابی پذیرایی شدیم .

همچنین کلی از دوستای تبریزیم هدیه های قشنگ همراه با عشق فرستاده بودن هتل که دست همه شون درد نکنه واقعا . هدیه ها اونقدر زیاد بودن که نمیدونستیم چجوری ببریمشون تهران . در واقع هر موقع می رسیدم هتل کلی هدیه برامون رسیده بود ! 

دست سیما و مهدی هم درد نکنه که عین مراسم پاتختی همه هدایا رو چک کردن که آیدی کسی رو اشتباهی تو استوریام ننویسم .

و ممنونم از شما ، همراه های تبریزی من